قرض چیز عجیبی است

 

حدود ساعت 10 دقیقه به 2 به سینما آزادی رسیدیم. جلوی سینما غلغله بود و بعضی ها از داربست ها آویزان بودند. احتمالا بیشتر برای فیلمهای "اسب..." و "جرم" بود.

طبقه پنجم، شهر هنر- وقتی به متصدی گفتیم چند لحظه صبر کند تا تماسی بگیریم، گفت: "بهتره برید داخل سالن. چون چند دقیقه بعد دیگه جاتون مال خودتون نیست." انصافا درست می گفت.

در تیتراژ فیلم آهنگ "بین ما یه عالمه راه درازه" خوانده می شد و از تصاویر آدمهای محوی که بالا و پایین می پریدند معلوم بود که یک پارتی برقرار است. موقعیتی که بهترین حالت برای تیغ زنی رضا عطاران بود که نقش یک مامور نیروی انتظامی را ایفا می کرد.

چند نفر را تلکه کرده بود و حالا هم به حبیب رضایی(مسعود) که تلو تلو می خورد گیر داده بود. با هاکردن حبیب رضایی معلوم شد که در خانه دوستش(با بازی بابک حمیدیان) مشروب خورده. خلاصه قرار شد عطاران دویست هزار تومن از حبیب رضایی بگیرد و بی خیال قضایا شود. با هم به آپارتمان بابک حمیدیان رفتند. بعد از چند دقیقه کلنجار، عطاران یک جفت کتانی گرفت(از این نوع رشوه دیگه ندیده بودیم) و شیشه های مشروب را ندیده گرفت.

ولی از مسعود چیزی نمی رسید. خلاصه سوار موتور سرکار استوار شدند تا مسعود به رفقاش سر بزند تا شاید دویست هزار تومن جور شود.