The Road

 

در یکی از خبرهای کوتاه مجلات، نوشته بود که چارلیز ترون پس از بازی در فیلم "جاده" مشغول بررسی بازی در یک فیلم اجتماعی است. من که بعد از فیلم وکیل مدافع شیطان فیلم دیگری از او ندیده بودم تصمیم گرفتم که فیلم جاده را ببینم.

دیدم و چه شاهکاری بود. اتفاقا حضور چارلیز ترون در حد یک نقش مکمل بود.

در طول فیلم نام هیچ مکانی ذکر نمی شود و محل وقوع آن می تواند هر نقطه دنیا باشد. شاید تا حدودی بوسنی را بتوان شبیه آن دانست. اما آنقدر واقعیت و تلخی و تخیل به زیبایی با هم ترکیب شده اند که باید ذهن را آزاد و رها گذاشت تا هرچه می خواهد بسازد.

فیلم بدون هیچ پیش زمینه ای از علت وقوع جنگ خانه مان سوز، تلاش طاقت فرسای یک پدر و پسر را برای فرار از چنگ دشمنان خونخوار نشان می دهد.

جنگ آنقدر هولناک بوده که تمام کشور را قحطی فراگرفته. پدر و پسر در راه فرار به هر خانه ای برای جستجوی ذره ای آب یا غذا می روند. اما یا همه از خانه گریخته اند یا ...

ادامه نوشته

The Road-2

نقد دیگران-

ویرانه‌هایی در دوزخ جنوب

یک انفجار بزرگ طبیعی و شاید هم دسته گلی دیگر از خرابکاری‌های آدمی، هر چه باشد زمین نابود شده. معلوم نیست چه چیز یا چه کسی این ویرانی عظیم را که تصویر و تصورش هم در ذهن هراسی بزرگ به ارمغان می‌آورد رقم زده است

گویی زمان به پایان خود رسیده و نابودی محتوم همه چیز و همه کس را در برگرفته و در این میان عده‌ای هنوز زنده‌ مانده‌اند و معانی و مفاهیم جدیدی را می‌سازند.

در این اوضاع آخرالزمانی آسمان تیره و تار گشته، آواز و پرواز پرندگان خاموش شده و جای خود را به پروازِ سیاهِ سرنوشتِ شوم و نامعلوم داده است. رنگ آبی دریاها سیاهی را برگزیدند و هیچ روئیدنی بر زمین باقی نمانده است.

 موسیقی گردش باد در بین شاخ و برگ درختان؛ به لرزه‌های گاه و بی‌گاه زمین با غرش‌های دلهره‌آورش تبدیل شده بود و سقوط سهمگین درختان تنومند و خشکیده نتیجه نسیمی آتش‌افروز بود که همه چیز را در کام خود به تباهی می‌کشاند تا با خلق صحنه‌های پراضطراب آخرین مفاهیم واژة زندگی را از روی زمین پاک کند.

ادامه نوشته

The Road-1

نقد دیگران-

 اینک آخرالزمان

 فيلم جاده ساخته جان هيل كوت فيلمساز استراليايي(سازنده ضد وسترن معروف پيشنهاد) از مهم ترين فيلم هاي به نمايش درآمده در پنجاه و سومين دوره فستيوال فيلم لندن است.

جاده بر اساس رمان كورمك مك كارتي نويسنده آمريكايي و خالق رمان « سرزميني براي پيرمردها نيست» ساخته شده است. نويسنده اي كه او را ويليام فاكنر آمريكا لقب داده اند.

فيلم، اثري عميق، تكان دهنده و گيرا در باره انسان و مبارزه او براي بقا در شرايطي هولناك و موقعيتي آخرالزماني است. اثري هشدار دهنده و آينده نگرانه و تصويري ترسناك از آينده بشر است و نشان مي دهد كه چگونه تمام دستاوردهاي تمدن بشري مي تواند بر اثر يك جنگ يا انفجار هسته اي و يا حادثه اي شبيه آن يكسره نابود و متلاشي شود.

جاده، داستان سفر اديسه وار پدر و پسري خردسال است كه از يك انفجار هسته اي مهيب جان سالم به در برده و براي بقا و ادامه زندگي و يافتن غذا و مكاني امن به سمت جنوب حركت مي كنند.

ادامه نوشته